سلاممممممممممHello

ممنون بابت نظراتتون تو پست قبل

شنبه با سختی و خستگی اومدم اداره و بعدازظهر هم رفتم خونه، خواهرمو پسرش بودند و بعد هم پسر خواهرم رفت داداششو از کلاس زبان آورد و میوه و چای و ... رفتند منو مامانم هم با علی بعد از خوندن نماز مغرب و اعشا رفتیم مترو دنبال خواهرم و رسوندمش خونشون و خودمم اومدم خونه و ...

یکشنبه 7مهرهم طبق معمول اداره و بعد خونه و مامانمو رسوندیمو ...

دوشنبه 8  مهر با همسری اومدیم خونه ساعت 4 و مامانمو رسوندمو با دوستم رفتم مولوی تا پرده بخره که پرده  پذیراییش فقط شد 2100000 ( دو میلیونو صد هزار تومن ) و برای اشپزخونش از این کرکره ای ها 260 تومن و ساعت 8.5 هم رسیدم خونه و همسری هم ماکارونی درست کرده بود و شام خوردیمو من هی چرت زدمو هی بیدار شدمو بالاخره بلند شدمو بقیه کارهارو انجام دادمو ظرف و ... شستم و بعد خوابیدیم.

سه شنبه 9 مهر هم بعد از اداره اومدم خونه و بعدازظهر با مامانم رفتیم دنبال خواهرم مترو و آوردیمش و رسوندمشون خونه و با علی رفتم کمی خرید کردمو بادمجون و نون و گوجه و ... یه سر رفتم خونه دوستمو برای چوب پردش نظر دادمو اومدم خونه و با همسری هم اومد و زحمت سرخ کردن بادمجون گوجه رو کشیدو منو علی هم رفتیم حمام و بعد هم شام و تی وی و خواب.

چهارشنبه 10 مهر هم دوباره بعد از اداره اومدم خونه و مرغ گذاشتم برای شام و  بعد از نماز و میوه و چای دوباره رفتیم دنبال خواهرم و برگشتنی هم مامانم کمی خرید کرد و رسوندمشون خونه و خودمون هم اومدیم خونه و همسری هم برنج گذاشته بود و اومد پایین در پارکینگو باز کرد و بعد هم کمی خرید کردیم و رفتیم بالا و شام خوردیم و تی وی  و خواب.

پنج شنبه 11 مهر هم صبح بعد از صبحانه و دادن تخم مرغ به علی با دوستم رفتم یه سر برای پرده و ساعت 1 هم اومدم خونه تا همسری بره کلاس و ناهار هم تخم مرغ گوجه درستیدم البته هوس کردم از فیلم کوچه پس کوچه های شمرون و بعد هم ناهار علیconnie_feedbaby.gif رو دادمو به زور خوابوندمش و تا 7 بیدار شدیمو کمی به علی غذا دادمو بعد همسری اومد و رفتیم شهربازی و علی هم کلی بازی کرد و سوار ماشین برقی شدیم من تنها و همسری با علی و کلی خندیدیم و برگشتیم تو راه بستنی فروشی بود ایستادیمو من میوه ای خوردمو همسری سنتی و شام هم  سوسیس بندری درست کرد و شام خوردیم و تلویزیون و خواب.

جمعه 12 مهر صبح بیدار شدیمو شروع کردیم به جمع و جور کردن خونه و تمیز کردنش و ناهار هم قیمه بادمجون درست کردم که دیر حاضر شد و تخم مرغ خوردیمو قبلش هم علی رو حمام کردمو بعد از فوتبال هم رفتیم شهروند و طبق معمول علی دوید سمت ماشینا و تا من یکی براش پیدا کنم دیوونم کرد و بعد یه خرما و مایع ظرفشویی و دو تا پوشک و یه شیر شد 83 تومنننننننننننننای خدا

بعد هم اومدیم خونه و شام خوردیم و جمع و جور و شستن ظرفها و سرویس بهداشتی و تلویزیون و خواب.

شنبه 13 مهر صبح بیدار شدمو مانتو و ... اتو کردمو مامانم اومد و منو همسری هم اومدیم اداره و خدارو شکر تاخیر نخوردم.

از کارهای علی عسلی بگم که اولا خیلیییییییی لجباز شده

از وقتی از شیر گرفتمش عصبی شده و جیغ جیغو

راه خونه مامانم و خواهرمو بلده همچنین خونه دوستمو که چند بار رفتم ولی اونشب که داشتیم از سر کوچشون رد میشدیم تو تاریکی شناخت و دسته منو میکشید سمت خونه اونا و دوید سمت درشون title=

با آهنگ دوبس دوبس دستاشو مشت میکنه بالا و تکون می ده و می چرخه و می دوه شکلک های شباهنگShabahang

رو زمین غلط میزنه شـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه

باز هم اشیا رو به بیرون تراس پرت میکنه من جمله سایه من شکلک های شباهنگShabahang

شبا کلافس تا بخوابه و هی میره چراغارو روشن میکنه و به ما نیشخند میزنه

میره تو اتاقشو درو میبنده و خرابکاری می کنه شـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه

یعنی با چی شد فقط کار داره و هر چی میشه میگه چیییییییی شد

آقا رو هم غلیظ میگه

وقتی بهش میگیم علی جیش فکر میکنه گنجیشک میگیمو دستشو میذاره رو دلش به نشانه پر منتظر